احمد بن محمد ميبدى

578

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

هنگامى كه آدم بر تخت جمال و كمال بود و تاج اقبال بر سر و حلّهء كرامت در برداشت ، عجب نبود كه فرشتگان او را خدمت كنند ، عجب آنجا است كه وقتى آدم در گودال لغزش افتاد و رقم عصيان بر او زدند ، در آن حال تاج اقبال بر فرق خود بيند ! آدم دوست بود ولى دوستى پوشيدهء نعمت بهشت بود زيرا نه هرجا نعمت بود دوستى باشد ! و چون حجاب بهشت از پيش آدم برداشته شد حقيقت محبّت آشكار گشت . اما ابليس ! آنگاه كه ابليس بود كس ندانست كه ابليس است و نه خود مىدانست ! چون خدا را پرستش مىكرد ! و كمر خدمت بسته و چهره به آب طاعت شسته بود ! ولى چون پايش بلغزيد ، معلوم شد كه نه دوست است و نه بنده ! ولى آدم صفىّ دوست بود ، ليكن راز دوستى در پوشيدن نعمت بود چون پايش بلغزيد معلوم شد هم دوست است و هم بنده ! سوره 76 آيه 5 5 - إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ . آيه . به راستى كه نيكان و نيك‌مردان ، فردا در بهشت از جام لطف شراب مىنوشند ، شرابى به رنگ كافور ، به بوى مشك ، شرابى به‌اندازهء بايسته ، نه از قدر بايست چيزى كاسته و نه افزونى به سر آمده ، چون كاسته و افزوده ، هر دو عيب است و بهشت از عيب رسته ! سوره 76 آيه 6 6 - عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ . آيه . چشمه‌اى در بهشت روان و فرمان بهشتى به آن روان ، آنچه را چنان كه مىخواهند مىرانند ، چشمها بر هم گشاده ، كافور ( سرد ) در زنجبيل ( گرم ) و زنجبيل گرم در كافور سرد ، اما اين از سردى رسته و آن از گرمى افتاده ! هريك بر حدّ اعتدال بداشته ، شراب بىمستى ! شراب بىخمار ! شراب انس در جام قدس ، در مجلس وجود ، بر بساط مشهود ، از دست دوست ، در عين عيان بىهيچ زحمت در ميان ! اى جوان‌مرد ، شراب آن شرابى است كه دست غيب در جام دل ريزد و ديدهء جان نوش كند ، آنان كه مست شراب شدند در مستى فانى شدند و آنان كه مست ديدار ساقى شدند باقى ماندند ! قومى را شراب مست كرد و مرا ديدار ساقى ! لاجرم ايشان در آن مستى فانى شدند و من درين مستى باقى . لطيفه : بزرگى به خواب ديد كه معروف كرخى گرد عرش الهى طواف مىكرد و خداوند به فرشتگان مىگفت : او را مىشناسند ؟ گفتند : نه ، فرمود معروف كرخى است كه به مهر ما مست شده و تا ديدهء او بر ما نيايد هشيار نشود ! آن را كه به دوستى ورا مست كنند * عالم همه در همّت وى پست كنند در دوستيش نيستئى هست كنند * آنگه به شراب وصل سرمست كنند ! سوره 76 آيه 21 21 - وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً . آيه . شراب دو تا است ، يكى امروز ، و ديگرى فردا ، امروز شراب انس و فردا شراب وصل ، امروز شراب از منبع لطف روان ، فردا شراب طهور از كف رحمان ! هرك را امروز شراب لطف و محبّت نيست ، فردا او را شراب طهور نيست ، امروز شراب محبّت از جام معرفت مىآشامند و فردا شراب طهور در بهشت رضوان ، بهشت امروز دل عارفان است كه ديوارش ايمان و اسلام ، و زمينش اخلاص و معرفت ، درختانش تسبيح و تهليل ، جوىهايش تقوى و توكّل ، كاخهايش از علم و زهد ، منظره‌اش از صدق و يقين ، رضوانش رضا به قضا است فردا همه مؤمنان حق را بينند اما هريك به قدر شناخت خويش . لطيفه : هركس امروز فردوس دل را به طاعت و عبادت آراسته دارد ، فردا او را فردوس رضوان